خداحافظ ای فصلی از زندگی
-
تاریخ: 1393/12/20 ساعت: 9:52
واپسین روزهای سال راپشت سر میگذاریم،وآرام آرام خداحافظی میکنیم باروزهایی ،که رفتند .......: روزهایی که گاه خندیدیم وگاه غریبانه با آنها گریستیم،روزهایی که بر سرفصل هر کدام نقشی از خاطره زدیم ،خاطره هایی تلخ یا شیرین ،،وای کاش نقشی اززیبایی بنگاریم بر دفتر زندگی،چرا که زندگی...
نسل ناگفته ها
-
تاریخ: 1393/12/19 ساعت: 20:17
ما نسل درد هستیم،ما نسل ناگفته ها ،آزادی های دربند،سکوتی از جنس غم،،،،نسل فرار مغزها ،شکسته این قلم ها،نگفته ایم که ما ها،از نسل آریاییم،،ما نسل کوروش هستیم،ما از تبار جمشید،فرزند آرش هستیم،ناگفته های ما درد،نگاه ما پر از رنج،،مانسل ابن سینا،فرزند حافظ هستیم،ما رستم فردوسی ،کمان آرش هستیم،،،،،ما نسل...
روزگار غریبیست جانا
-
تاریخ: 1393/12/18 ساعت: 18:29
روزگار غریبیست ،جانا ،،آنکه به دیدار آمده است، ازدورترین نقطه خاک ،قصه اش نا آشناست،، اینجا زمین است بردگی فکر را انتهایی نیست، اینجا از فروغ ابدیت،هیچ نشانی نیست، اینجا غروب انسانیت است،،وعرصه بر معرفت تنگ است واین دل چه دلتنگ است،جانا،سخن از عشق نگو ، زمین رنگین است ، وبغض من سخت سنگین است،ای...
لبخند را قسمت کنیم
-
تاریخ: 1393/12/17 ساعت: 12:08
بگذارید زندگی را از دریچه ی یک نگاه مهربان جستجو گر باشیم ،چشم ببندیم کینه ها را وساده بنویسیم زندگی ، که زندگی رامجالیست اندک ،برای قهر وآشتی ها ،امروز خود م را بیشتر از دیروز دوست بدارم ،ویادم باشد ،کودک فال فروش راکه دیدم دست نوازش را از او دریغ ندارم ،وبا فال او محبت را بی منت ببخشم،یادم باشد ،ب...
اندیشه را بگذار هوایی بخورد
-
تاریخ: 1393/12/17 ساعت: 11:45
ااندیشه را بگذار هوایی بخورد،،،،بگذار در بیشه ی بی خبری،فکر ما باز به تردید ،سلامی بکند،برود اوج بگیرداز پس قله ی زیبای خرد،ودر افسون یک لحظه ناب،خلق کند،معرفت از بیشه نور،،،فکرت از جنس حضور
سوگند به هستی ،که بی عشق زندگی نازیباست
-
تاریخ: 1393/12/17 ساعت: 11:32
سوگند،به آغاز هستی وبه شروع کلام،که بی عشق زندگی نازیباست،،سوگند به پرواز ،که هرگز پرِپرواز پروانه ها رو نشکنیم،سوگند به لحظه ها ی وصل ،که جاری از عبور زندگیست،، سوگند به مهربانی که در پشت پنجره نگاهمان به انتظار دستی نوازشگر است،سوگند به هر چه عشق ،که با عشق میتوان زیبا نوشت ،راستی یادمان باشد،شمعد...
غزل غزل ،صدای تو
-
تاریخ: 1393/12/16 ساعت: 21:18
نفس نفس ،آمده ام ،تا به خدا رسید ه ام، غزل غزل سروده ام ،تا انتها ،رسیده ام،،لحظه به لحظه با دعا ،شعر تو را سروده ام ،دم به دم از کعبه ی عشق ، نام تو را نوشته ام ،یاد تورا سروده ام، از کوچه باغ اطلسی ،خدا بدادم میرسی، از عطر وبوی یاسمن خبر بیار به سوی من ،تو لحظه های بی کسی تنها تویی که داد رسی ،...
فریاد خاموش
-
تاریخ: 1393/12/13 ساعت: 6:02
سلامم را تو پاسخ گو ،،،تو ای دیر آشنای،من،زمین آکنده از رنج است ،، وپای کودکی خسته،برای زنده ماندن،سخت در بند است،سلامم را نخواهند داد پاسخ،کودکی ،اینجا برای گرمی آغوش یک مادر ،دلش بسیار تنگ است ، و در این سوز وسرمای زمستان،،، کودکی دیگردلش بیرنگ بیرنگ است،،،،،وزیر سقف این خانه،چ...
دعا کن برایم
-
تاریخ: 1393/12/12 ساعت: 12:31
دعا کن برایم که تنها نمانم ،،دعا کن که بی تو شکبیا بمانم،،دعا کن برایم من از این عبور پر از خاطره ،،برایت نگارا ،چو ذرین فریبا بمانم،،،دعا کن اگر خاطرم رنگ غم ها گرفت...به آهی ،نگاهی ،برای تو زیبا بمانم،،،،دلم گرچه غرق نگاه تو شد ،تو را میسرایم ،که تنها نمانم، دعا کن برایم ،شبی ،دلت گر شکست...که ا...
مرا بخوان به هستی
-
تاریخ: 1393/12/11 ساعت: 20:02
دلم گرفته امشب،برای گریه با تو ،دلم به یادِ یادت ،هوای گریه دارد ،دلم ز حس دوریت ،نبودن وصبوریت،دلم برای یادت حرف نگفته دارد ، ببین گرفته این دل بیا ومرهمش باش،بیا که بی تو این دل ،حرف نگفته دارد .....صدای گریه هایم رسد به پیش خدا ،،ببین که اشک چشمم برایت قصه دارد ،،،،بیا وبا صدایت مرا بخوان به ه...
یک فنجان تنهایی
-
تاریخ: 1393/12/11 ساعت: 9:04
وخدا بود وعشق بود ومن ، ویک فنجان تنهایی،،،،،،، ومن آنگونه آغاز کردم،آنچه را که رویا نیست ،،،،آنچه را که دریاییست،،،،، وباز در گوش نسیم خواندم پرواز پروانه ها را ،،وعبور کردم از کوچه باغ تنهایی،،وآنگاه در انتهای باغچه زمان ،یا...
بغضی از جنس سکوت
-
تاریخ: 1393/12/13 ساعت: 8:01
دلم،ببین چه بی صدا،برای غربت خدا،در انتهای یک نگاه ،میشکند ،میشکندکه آن دل است وجنس او همه گِل است ، دلم درون بحر غم ز ادعای بنده ها ،چه بی ریا میشکند ،چه بی صدا میشکند ،دلم زبغض کودکی ،که مانده سخت بی پناه ،دلم برای مادری ،ز کودکش شده جدا ،دلم برای یک پدر ،که دست او شده تهی ،ببین چه سخت میشکند می...
یادت ای دوست
-
تاریخ: 1393/12/11 ساعت: 8:43
وباز امشب من وتنهایی و جای تو خالی ،صدای گرم وآوای سخن های تو خالی ،و باز امشب من ودرد جدایی ،نوای ناله ی بی انتهایی،من وتنهایی وشب های تارم ،ودائم خاطراتت در کنارم ،من وشمع وشب ویاد تو ای دوست ،،من واشک وغم ویاد تو ای دوست ،، تو ای بابای خوب آسمانی...
خوش به حال زندگی
-
تاریخ: 1393/12/11 ساعت: 8:36
خوش به حال آسمان در کوی دوست،فرش راه مهربانی های اوست،،خوش به حال برکه های دوستی چشمه های مهربانی ،آرزوهای نهانی ،خوش به حال زندگی ،لحظه های ماندنی ،رازهای خواندنی ،خوش به حال آن اقاقی های ناز ،آن پرستو های پر ناز ونیاز ،خوش به حال زندگی ،جاری از یک نفس است ،در گذر از کوچه باغ عاشقی ،یاد من در خاطرت...
گاه باید مثل یک پروانه زیست
-
تاریخ: 1393/12/5 ساعت: 11:04
گاه،باید زندگی را مشق کرد .گاه باید مهربانی را در آن سرمشق کرد ...گاه باید زندگی را روی گلبرگشقایق ها نوشت،،گاه باید زندگی را با نسیم مهربانی ها سرشت......گاه بایدزندگی را ساده زیست،گاه باید از برایش مثل یک پروانه،زیست....زندگی را میتوان در سطر سطر مهربانی ها سرود زندگی را میتوان ،با عشق از نو باز...
به کجا چنین شتابان
-
تاریخ: 1393/12/5 ساعت: 10:53
ای انسان !!!روزگار غریبیست،شرافت چه ارزان دراین مکاره بازار دنیا،فروخته میشود ،وانسانیت ،چه ساده میگذرد از میان این همه هیاهو ،دوره ارزانیست ،چه ارزان عرضه می گردد تمام آنچه ،انسان را جدا میسازد از حیوان ،دوره بی خبریست ،چه آسان میگذریم از هرچه عهد وپیمانست برای انسان بودن وانسان ماندن ،وعجبا !!!...
ستایش خدایی که بی انتهاست
-
تاریخ: 1393/12/4 ساعت: 18:09
خدایا امروزآغاز میکنم ،با امید به جود وبخشش تو که میدانم،اگر نبودبیکران دریای بخشش تو ،من گم کرده ره، چگونه می یافتم تو را ،ای انتهای آمال ره گم کردگان.......وامروز ،می گشایم ،فصل جدید زندگی را،با نامت،که از تبرک نامت دلم چه تسکین میگیرد ،از خیال ،هر چه نا آرامیست،،،،،خدایا تو را میخوانم از ژرفای ،ن...
فصل مهربانی
-
تاریخ: 1393/12/4 ساعت: 11:13
یادمان باشد فردا را ،آغاز رویش ها را ،یادمان باشد که اگر زنگار گرفت ،دل تنهایمان ،در همین حوالی زمین ،هنوز هم زندگی هست ،عشق جاریست،،ومی توان اندیشه ایی نو خلق کرد ،،می توان نوشت زیبایی را،،،آزادی را وسرود ناب بندگی را ،،،یادمان باشد هنوز هم امید هست به این که میتوان انسان بود وبندگی نمود ،باز هم می...
دعای عشق
-
تاریخ: 1393/12/4 ساعت: 11:04
حیفم آمد ،که امروز دعایی نکنم،با نگاه دلم از عشق صدایی نکنم،حیفم آمد که در این صبح سپید ،با خدا عهد ووفایی نکنم،یادم آمد که وضو با نفس صبح هویدا نکنم،یادم آمد که دلم غرق تمنا نکنم ،حیفم آمد که طراوت به تماشا نکنم، غزل مهر،برای تو هویدا نکنم ،یادم آمد که سپیدی به نگاهی ندهم،قصه عشق برای تو مهیا نکنم
کاش زندگی را فرصت تمدید بودد
-
تاریخ: 1393/12/4 ساعت: 10:56
کاش،می شد زندگی را ساز کرد ،کاش میشد نغمه ایی آغاز کرد ،کاش میشد مهربانتر ساده زیست ،کاش میشد مثل یک پروانه زیست ،کاش زندگی را فرصت تمدید بود، کاش اشک را قدرت امید بود ، کاش قصه های زندگی را رنگ وبوی غم نبود،کاش فصل های زندگی را رنگی از ماتم نبود ،کاش وقتی دل هوای گریه داشت ،دوست میآمد برایش قصه...