خرید بک لینک

درباره سایت

به  آفتاب سلامی دوباره خواهم داد

سلام به وبلاگ من خوش آمدید مینویسم مهربانی ،ومیخوانم عشق را ،تا آغاز گر فصل زیبای زیستن باشم برای آنهایی که عاشقانه زیستن را مشق عشق میکنند زندگی را زیبا میبینند ،وخالق آن را زیباتر

امکانات وب

روزگار غریبیست ،جانا ،،آنکه به دیدار آمده است، ازدورترین نقطه  خاک  ،قصه اش نا آشناست،، اینجا زمین است  بردگی فکر را انتهایی نیست، اینجا از فروغ ابدیت،هیچ نشانی نیست،  اینجا غروب انسانیت است،،وعرصه بر معرفت تنگ است  واین دل چه دلتنگ است،جانا،سخن از عشق نگو ، زمین رنگین است ، وبغض من سخت سنگین است،اینجا عبادت از سر زور وریاست  بندگی ها غرق در تزویر وریاست،هیچ نمازی از سر اخلاص نیست،هرکه از آیین عشق گوید سخن  او،لاجرم کفر است ،اوراکافرش خوانند،بی هیچ برهان ودلیل،جانا حال که بدیدار آمده ایی چراغی برگیر ،که خورشید تاریک است ونور در پستوی خانه زندانیست،چراغی میخواهم ،تا اندیشه را از ژرفای خیال بیرون بکشم ، ومعرفت رابا نقشی از علم خرد نقشی زنم  بر روزگار ،جانا روزگار غریبیست ،حال که آمده ایی ،مرا با خود ببر تا انتهای مرز دانایی ودانستن

برچسب: نویسنده: لیلی تاريخ: دوشنبه 18 اسفند 1393 ساعت: 18:29

صفحه بندی