سلام به وبلاگ من خوش آمدید مینویسم مهربانی ،ومیخوانم عشق را ،تا آغاز گر فصل زیبای زیستن باشم برای آنهایی که عاشقانه زیستن را مشق عشق میکنند زندگی را زیبا میبینند ،وخالق آن را زیباتر
ابزار Ùx85تØxadرÙx83 زÛx8cباسازÛx8c Ùx88بÙx84اگ
شبی،بارانی ازپشت حصارچشم ها یم ،خدا را، عاشقانه من صدا کردم، ودل را با نوای یک اجابت ،بسوی،آسمانت ،من رها کردم، رها کردم ،دلم را زین همه درد ،صدای ناله ی خواند ،مرا از کوچه ایی سرد، ومن آهسته،میآییم ،مبادا،که پرستو بال بگشاید ،مبادا قاصدک با قصه هایم راز بگشاید ،ومن میآییم از آنسوی ،پَرچین سخن ها ، مرا با،خواب جنگل ،بی قراریست،مرا در کوله بارم،خواب سبز یک اقاقیست ، مرا با کوچ ،دیرینه ،آشنایست،تورا ای آشنا با لحظه هایم ،برای سر سپردن دوست دارم ،وباز م کوله بار م خالی از عشق وتنها یک نفس ،تا انتها هست ، مرا تا انتها راهی نماندست،،خدایا !!!!!راه دشوار،جاده نا هموار،زمان اندک،مرا دریاب ،مرا رویایی از اندیشه ی فردا، مرا در بیقراری ها ،مرا دریاب
برچسب: گفتگو با خدای مهربانی ها,
نویسنده: لیلی