به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد

متن مرتبط با «غربت عشق همسفر» در سایت به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد نوشته شده است

غربت ثانیه ها

  • نیلوبلاگ

    من از شهر غربت،من از راه دور آمدم سوار سپیدی،که از کوه طور آمدم     من از قاب اندیشه ،با فکر ناب آمدم برای شکفتن ،ببین با شتاب آمدم     من از یک عبوری ،پر از خاطره آمدم   صبوری ،که از کوله باری پر از حادثه آمدم   از آن سوی دریا فراسوی یاد آمدم        برای رهایی،رسیدن،چو باد آمدم          مرا همسفر ،بی تو اینجا پناهی نبود     دگر باره ،بی تو مرا تکیه گاهی نبود        من از مرز غربت گذشتم ،برای دعا آمدم وزان بیقراری ،برایت ،رهای رها آمدم    ...

    ادامه مطلب
  • عشق را مددی

  • نیلوبلاگ

    خدایا از عشق مددی رسان  تا در بیکران آفرینش آنجا که تلاش قله های بلند رستگاری را  پشت سر مینهد  وآنجا که خورشید از درهای بی قراری  بر آرامش قلبمان سرک میکشد چون بندگانی شاکر سر بر آستان عشقت نهیم  که عشق را از تو مددیست خدایا ای پادشاه هستی ..... خورشید حضورت را بر اندیشه های تارمان بتابان که بی نور حضورت  تاب ماندن در تیرگیها را نداریم   خدایا آسمان مهربانیت  سایه سار نگاه تمنا ست      از فرا سوی خواستن ها  تمنای نگاهمان را دریاب  خدایا وسعت آروزهایم بیکران  ودامنه ی قدرتت وسیع    دریاب  آرزوهایی که بندگیم را در بارگاه ملکوتیت وسعتی جاودانه میبخشد &nb...

    ادامه مطلب
  • راز عشق

  • نیلوبلاگ

    خفته دلان را همه بیدار کنید بی خبران را،خبر از قصه ی دلدار کنید شب زدگان را به نسیم سحری یاد کنید بلبل مست غزل خوان ،همه هوشیار کنید تا به کی مستی ؟واز عشق نگفتن تا کی؟ عاشقان قصه ی این عشق ،سر دار کنید   سِرِّ  آن میکده در پرده اسرار کنید         خفتگان را همه از عشق خبر دار کنید   گرچه در کوی وصالست ،همه بی خبری    شاهدان را  ، خبر از وعده ی دلدار کنید   گر سلیمان شوی از عشق الهی ای دل وقت آنست انالحق به سر دار کنید             من که مست از می آن عاشق بیدل بودم   تا سحرگاه دگر نغمه ی آن بلبل هوشیار کنید  تا صبوحی بشکست ودل عاشق بشکست  &nb...

    ادامه مطلب
  • تقدیم به یگانه عشق زندگیم همسر مهربانم

  • نیلوبلاگ

    باتو ای آرام جانم، با تو شیدا میشوم،گویی اهورا میشوم از تو ومست نگاهت، اینچنین غرق تمنا میشوم.... باتو از شور جوانی،،، یک غزال تیز پا میشوم، ، با تو تفسیر بلند عشق ،،در دنیا میشوم با تو من  ای دل،،شکوفا میشوم،گویی که رویا میشوم از غزل های پر از شوق نگاهت ، من چه زیبا میشوم ،،،گاهی فریبا میشوم   در بساط مهربانی ، من زعشق تو شکیبا میشوم در نسیم بی قراری ، با قرار مهربانی ،،من  هویدا میشوم     عشق را از برایت سخت ،شیدا میکنم مهربانی را برایت من ، تمنا میکنم         کاش میشد بوسه بارانت کنم یک سبد ،از عشق مهمانت کنم کاش میشد روی دریا ها  نوشت..... قصه ها یی ،ناب ا...

    ادامه مطلب
  • سوگند به هستی ،که بی عشق زندگی نازیباست

  • نیلوبلاگ

    سوگند،به آغاز هستی وبه شروع کلام،که بی عشق زندگی نازیباست،،سوگند به پرواز ،که هرگز پرِپرواز پروانه ها رو نشکنیم،سوگند به لحظه ها ی وصل ،که جاری از عبور زندگیست،، سوگند به مهربانی که در پشت پنجره نگاهمان به انتظار دستی نوازشگر است،سوگند به هر چه عشق ،که با عشق میتوان زیبا نوشت ،راستی یادمان باشد،شمعدانی ها را دوست بداریم ،چرا عطر حضور خدا را در خوددارند،وصبح دم که برخواستیم  پیچک ها را سلامی دوباره بدهیم چرا که  نگاهشان   به سوی آسمان است ،،وسوگند به  آسمان ،به آن نیلی بیکران ،حضور خدا را میزبان است ،سوگند به حریم قلب هر چه عشق ،هر چه زیبایست ،که زندگی بی عشق نازیباست ...

    ادامه مطلب
  • دعای عشق

  • نیلوبلاگ

    حیفم آمد ،که امروز دعایی نکنم،با نگاه دلم از عشق صدایی نکنم،حیفم آمد که در این صبح سپید ،با خدا عهد ووفایی نکنم،یادم آمد که وضو با نفس صبح هویدا نکنم،یادم آمد که دلم غرق تمنا نکنم ،حیفم آمد که طراوت به تماشا نکنم، غزل مهر،برای تو هویدا نکنم ،یادم آمد که سپیدی به نگاهی ندهم،قصه عشق برای تو مهیا نکنم ...

    ادامه مطلب
  • خدای عشق

  • نیلوبلاگ

    به نام خدایی ،که از عشق انسان سرشت،،خدایی که با مهربانی حدیث خوش زندگی را نوشت،،،،به نام خدایی که در دل محبت نهاد ،خدایی که از عشق در ما سخاوت نهاد ...

    ادامه مطلب