ابزار Ùx85تØxadرÙx83 زÛx8cباسازÛx8c Ùx88بÙx84اگ
خفته دلان را همه بیدار کنید
بی خبران را،خبر از قصه ی دلدار کنید
شب زدگان را به نسیم سحری یاد کنید
بلبل مست غزل خوان ،همه هوشیار کنید
تا به کی مستی ؟واز عشق نگفتن تا کی؟
عاشقان قصه ی این عشق ،سر دار کنید
سِرِّ آن میکده در پرده اسرار کنید
خفتگان را همه از عشق خبر دار کنید
گرچه در کوی وصالست ،همه بی خبری
شاهدان را ، خبر از وعده ی دلدار کنید
گر سلیمان شوی از عشق الهی ای دل
وقت آنست انالحق به سر دار کنید
من که مست از می آن عاشق بیدل بودم
تا سحرگاه دگر نغمه ی آن بلبل هوشیار کنید
تا صبوحی بشکست ودل عاشق بشکست
من غزل خوان هوایت گله از آن دل غمخوار کنید
تا خدا هست مرا با دگران کاری نیست
شاهدا قصه از آن یار وفادار کنید
به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد...ما را در سایت به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد دنبال میکنید
برچسب: خدا عشق مستی وشور, نویسنده: لیلی بازدید: 531