به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد

متن مرتبط با «عشق مهربانی وصال یار» در سایت به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد نوشته شده است

عشق را مددی

  • نیلوبلاگ

    خدایا از عشق مددی رسان  تا در بیکران آفرینش آنجا که تلاش قله های بلند رستگاری را  پشت سر مینهد  وآنجا که خورشید از درهای بی قراری  بر آرامش قلبمان سرک میکشد چون بندگانی شاکر سر بر آستان عشقت نهیم  که عشق را از تو مددیست خدایا ای پادشاه هستی ..... خورشید حضورت را بر اندیشه های تارمان بتابان که بی نور حضورت  تاب ماندن در تیرگیها را نداریم   خدایا آسمان مهربانیت  سایه سار نگاه تمنا ست      از فرا سوی خواستن ها  تمنای نگاهمان را دریاب  خدایا وسعت آروزهایم بیکران  ودامنه ی قدرتت وسیع    دریاب  آرزوهایی که بندگیم را در بارگاه ملکوتیت وسعتی جاودانه میبخشد &nb...

    ادامه مطلب
  • راز عشق

  • نیلوبلاگ

    خفته دلان را همه بیدار کنید بی خبران را،خبر از قصه ی دلدار کنید شب زدگان را به نسیم سحری یاد کنید بلبل مست غزل خوان ،همه هوشیار کنید تا به کی مستی ؟واز عشق نگفتن تا کی؟ عاشقان قصه ی این عشق ،سر دار کنید   سِرِّ  آن میکده در پرده اسرار کنید         خفتگان را همه از عشق خبر دار کنید   گرچه در کوی وصالست ،همه بی خبری    شاهدان را  ، خبر از وعده ی دلدار کنید   گر سلیمان شوی از عشق الهی ای دل وقت آنست انالحق به سر دار کنید             من که مست از می آن عاشق بیدل بودم   تا سحرگاه دگر نغمه ی آن بلبل هوشیار کنید  تا صبوحی بشکست ودل عاشق بشکست  &nb...

    ادامه مطلب
  • تقدیم به یگانه عشق زندگیم همسر مهربانم

  • نیلوبلاگ

    باتو ای آرام جانم، با تو شیدا میشوم،گویی اهورا میشوم از تو ومست نگاهت، اینچنین غرق تمنا میشوم.... باتو از شور جوانی،،، یک غزال تیز پا میشوم، ، با تو تفسیر بلند عشق ،،در دنیا میشوم با تو من  ای دل،،شکوفا میشوم،گویی که رویا میشوم از غزل های پر از شوق نگاهت ، من چه زیبا میشوم ،،،گاهی فریبا میشوم   در بساط مهربانی ، من زعشق تو شکیبا میشوم در نسیم بی قراری ، با قرار مهربانی ،،من  هویدا میشوم     عشق را از برایت سخت ،شیدا میکنم مهربانی را برایت من ، تمنا میکنم         کاش میشد بوسه بارانت کنم یک سبد ،از عشق مهمانت کنم کاش میشد روی دریا ها  نوشت..... قصه ها یی ،ناب ا...

    ادامه مطلب
  • که مسیحا نفسی میرسد از کوی وصال

  • نیلوبلاگ

    تو از کدامین قبیله ایی؟از کدامین سرزمین؟که امتداد عشق را ،ازتو بی انتهاست........                                                                تو از سلسله تبار کدامین قافله ایی ؟که تو را آفریده اند از برای معرفت.......برای رحمت وبرای مهربانی ،،،،،،،،،                    بهار  را با  تو پیوند   آشنایست ،،،وطراوت را با تو همراهیست دیرینه  ............                                 &nbs...

    ادامه مطلب
  • برای تو بانوی مهربانی

  • نیلوبلاگ

    ،،دوست دارم ،آدم هایی راکه عطر نفسشان بوی ناب مهربانی میدهد ،             آنهایی که همیشه بودنشان ،ثبت خاطره هاست ،وچقدر دوست دارم ،صمیمیت حضورت را ،که از حضور تو زندگی را معنای دیگریست ،                                      صبح که می  آید ،باتو سلام میدهم ،،آسمان را که در نیلگون بیکرانش وسعت مهربانی های تو ست، دلم گرم است ،از تلاء لو نگاهت ،که از تو عشق،جاریست در وجودم، چقدردوست داشتنی هستند،آنهایی که جاری از زلال معرفتند،مرا با تو،رازیست آشنا ،از بلندای ،هر چه مهر،هر چه خواستن ،تو مانا باش ای ماندنی ترین تفسیر،که زندگی را ،در تو زیباتر خواهم یافت  ،ای ترنم ...

    ادامه مطلب
  • سوگند به هستی ،که بی عشق زندگی نازیباست

  • نیلوبلاگ

    سوگند،به آغاز هستی وبه شروع کلام،که بی عشق زندگی نازیباست،،سوگند به پرواز ،که هرگز پرِپرواز پروانه ها رو نشکنیم،سوگند به لحظه ها ی وصل ،که جاری از عبور زندگیست،، سوگند به مهربانی که در پشت پنجره نگاهمان به انتظار دستی نوازشگر است،سوگند به هر چه عشق ،که با عشق میتوان زیبا نوشت ،راستی یادمان باشد،شمعدانی ها را دوست بداریم ،چرا عطر حضور خدا را در خوددارند،وصبح دم که برخواستیم  پیچک ها را سلامی دوباره بدهیم چرا که  نگاهشان   به سوی آسمان است ،،وسوگند به  آسمان ،به آن نیلی بیکران ،حضور خدا را میزبان است ،سوگند به حریم قلب هر چه عشق ،هر چه زیبایست ،که زندگی بی عشق نازیباست ...

    ادامه مطلب
  • فصل مهربانی

  • نیلوبلاگ

    یادمان باشد فردا را ،آغاز رویش ها را ،یادمان باشد که اگر زنگار گرفت ،دل تنهایمان ،در همین حوالی زمین ،هنوز هم زندگی هست ،عشق جاریست،،ومی توان اندیشه ایی نو خلق کرد ،،می توان نوشت زیبایی را،،،آزادی را وسرود ناب بندگی را ،،،یادمان باشد هنوز هم امید هست به این که میتوان انسان بود وبندگی نمود ،باز هم میتوان آزادی را مهربانی را ،قانون خوب هم زیستی را از نو نوشت ،میتوان فکر را اندیشه را کاشت ،میتوان در کوچه باغ اندیشه ها خلق کرد راهی برای خوب زیستن ،خوب بودن ،وگام نهادن ،در بیکران زندگی ،هنوز هم میتوان ،اسطوره بود ،وهنوز هم میتوان خدا را بندگی کرد  ...

    ادامه مطلب
  • دعای عشق

  • نیلوبلاگ

    حیفم آمد ،که امروز دعایی نکنم،با نگاه دلم از عشق صدایی نکنم،حیفم آمد که در این صبح سپید ،با خدا عهد ووفایی نکنم،یادم آمد که وضو با نفس صبح هویدا نکنم،یادم آمد که دلم غرق تمنا نکنم ،حیفم آمد که طراوت به تماشا نکنم، غزل مهر،برای تو هویدا نکنم ،یادم آمد که سپیدی به نگاهی ندهم،قصه عشق برای تو مهیا نکنم ...

    ادامه مطلب
  • خدای عشق

  • نیلوبلاگ

    به نام خدایی ،که از عشق انسان سرشت،،خدایی که با مهربانی حدیث خوش زندگی را نوشت،،،،به نام خدایی که در دل محبت نهاد ،خدایی که از عشق در ما سخاوت نهاد ...

    ادامه مطلب