به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد

متن مرتبط با «خدا عشق هستی» در سایت به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد نوشته شده است

حال ما را جز خدا آرام نیست

  • نیلوبلاگ

    مینویسم با قلم آغاز را مینوازم با دلم این سازرا   با صدایی آشنا از کوی دوست میسرایم با تو من یک راز را   ای تمنا،از تو آن اندیشه ها مینویسم ،یک نفس پرواز را   زین جهانی اینچنین  آشفته حال کس نمی یابد ،چرا احوال آن غمازرا   حال ما را جز خدا آرام نیست   یارب این دل را ،بخوان آغاز را   همسفر ،با ما تلاوت کن دعا   شاهدا !با ما بخوان هم راز را     گر چه با ما زندگی را ،لحظه ایست لحظه را...

    ادامه مطلب
  • خدای آسمانی ها

  • نیلوبلاگ

    میدانم،که تا آسمانی شدن راهی نیست ونیک ،میدانم که راه آسمان باز است   میدانم آسمان را،در هایست ،به بیکران اجابت ومرا گره هایست،نا گشوده بغض هایست،فرو خورده عقده ها یست،فرو خفته, وحرفهایست،نا گفته گر چه را ه آسمان ،بسوی دیدگانم باز است مرا چشمانیست ،سخت بارانی  از عشق که مرا با اشک ،پیوندیست دیرینه   مگر نه آنکه ،زلال اشک را راهیست بسوی ملکوت ودل های شکسته را بهاییست به وسعت ،آبی آرام آسمان ها خدایا!من مسافر وادی حیرتم عمریست،،که مرا خوا...

    ادامه مطلب
  • تو را به هستی قسم مرا زخاطر مبر

  • نیلوبلاگ

    صدای پایت بهار،برای من غصه داشت صدای گرمت ،نسیم خبر زیک قصه داشت   تو را به هستی ،قسم مرا زخاطر مبر       مرا که رفتم زیاد ،دمی زخاطر مبر            برای یادت ای دوست ، غزل تمنا کنم        دمی ،زیادت ،ای دوست ،تو را تماشا کنم    تو را که دوری از من دعای زیبا کنم         تو را ،تو ای خسته دل ،طلب زدنیا کنم     تو رفته از دیدگان ،تو مانده بر قلب ما  ...

    ادامه مطلب
  • عشق را مددی

  • نیلوبلاگ

    خدایا از عشق مددی رسان  تا در بیکران آفرینش آنجا که تلاش قله های بلند رستگاری را  پشت سر مینهد  وآنجا که خورشید از درهای بی قراری  بر آرامش قلبمان سرک میکشد چون بندگانی شاکر سر بر آستان عشقت نهیم  که عشق را از تو مددیست خدایا ای پادشاه هستی ..... خورشید حضورت را بر اندیشه های تارمان بتابان که بی نور حضورت  تاب ماندن در تیرگیها را نداریم   خدایا آسمان مهربانیت  سایه سار نگاه تمنا ست      از فرا سوی...

    ادامه مطلب
  • راز عشق

  • نیلوبلاگ

    خفته دلان را همه بیدار کنید بی خبران را،خبر از قصه ی دلدار کنید شب زدگان را به نسیم سحری یاد کنید بلبل مست غزل خوان ،همه هوشیار کنید تا به کی مستی ؟واز عشق نگفتن تا کی؟ عاشقان قصه ی این عشق ،سر دار کنید   سِرِّ  آن میکده در پرده اسرار کنید         خفتگان را همه از عشق خبر دار کنید   گرچه در کوی وصالست ،همه بی خبری    شاهدان را  ، خبر از وعده ی دلدار کنید   گر سلیمان شوی از عشق الهی ای دل وقت آنست انالحق به...

    ادامه مطلب
  • تقدیم به یگانه عشق زندگیم همسر مهربانم

  • نیلوبلاگ

    باتو ای آرام جانم، با تو شیدا میشوم،گویی اهورا میشوم از تو ومست نگاهت، اینچنین غرق تمنا میشوم.... باتو از شور جوانی،،، یک غزال تیز پا میشوم، ، با تو تفسیر بلند عشق ،،در دنیا میشوم با تو من  ای دل،،شکوفا میشوم،گویی که رویا میشوم از غزل های پر از شوق نگاهت ، من چه زیبا میشوم ،،،گاهی فریبا میشوم   در بساط مهربانی ، من زعشق تو شکیبا میشوم در نسیم بی قراری ، با قرار مهربانی ،،من  هویدا میشوم     عشق را از برایت سخت ،شیدا م...

    ادامه مطلب
  • خدا را با خودم همراه دارم

  • نیلوبلاگ

    من از پشت حصار دردها،من از اندوه پنهان،در میان رنج ها ،سخن دارم ،  سخن از این سکوت ورنج بی پایان این درد ،طبیبا ،همدما   ،اینجا مرهمی نیست ،سکوتم را دگر هیچ همدمی نیست ،زمستان است وسرما سخت بیداد ،از این بیداد گرها سخت فریاد ،،حبیبا ،بی پناهیم ،سفر بی توشه سخت است ،ودر این کوله بار م توشه ام ،،ره توشه ام از جنس تنهایی ودرد است ،وپایان سفر اندیشه ام بیرنگ بیرنگ است ،،طبیبا ،مرهمی ،یا یک نگاهی ،آهی یا پناهی، خدا را با خودم همراه دارم،در این وادی غم ها ،دعا هم با نفس هایم ،،دگر همساز ن...

    ادامه مطلب
  • خداحافظ ای فصلی از زندگی

  • نیلوبلاگ

    واپسین روزهای سال راپشت سر میگذاریم،وآرام آرام خداحافظی میکنیم باروزهایی ،که رفتند .......:                           روزهایی که گاه خندیدیم وگاه غریبانه با آنها گریستیم،روزهایی که بر سرفصل هر کدام نقشی از خاطره زدیم ،خاطره هایی تلخ یا شیرین ،،وای کاش نقشی اززیبایی بنگاریم بر دفتر زندگی،چرا که زندگی را مجالیست اندک،،ای کاش در این واپسین روزهای سال ،ره توشه بر گیریم با پاک کردن ،اشک ،از چشمی اندوهبار،،،،،،،بغل بغل محبت درو کنیم ،با ...

    ادامه مطلب
  • سوگند به هستی ،که بی عشق زندگی نازیباست

  • نیلوبلاگ

    سوگند،به آغاز هستی وبه شروع کلام،که بی عشق زندگی نازیباست،،سوگند به پرواز ،که هرگز پرِپرواز پروانه ها رو نشکنیم،سوگند به لحظه ها ی وصل ،که جاری از عبور زندگیست،، سوگند به مهربانی که در پشت پنجره نگاهمان به انتظار دستی نوازشگر است،سوگند به هر چه عشق ،که با عشق میتوان زیبا نوشت ،راستی یادمان باشد،شمعدانی ها را دوست بداریم ،چرا عطر حضور خدا را در خوددارند،وصبح دم که برخواستیم  پیچک ها را سلامی دوباره بدهیم چرا که  نگاهشان   به سوی آسمان است ،،وسوگند به  آسمان ،به آن نیلی بیکران ...

    ادامه مطلب
  • مرا بخوان به هستی

  • نیلوبلاگ

    دلم گرفته امشب،برای گریه با تو ،دلم به یادِ یادت ،هوای گریه دارد ،دلم ز حس دوریت ،نبودن وصبوریت،دلم برای یادت حرف نگفته دارد ،   ببین گرفته این دل بیا ومرهمش باش،بیا که بی  تو این دل ،حرف نگفته دارد .....صدای گریه هایم رسد به پیش خدا ،،ببین که اشک چشمم برایت قصه دارد ،،،،بیا وبا صدایت مرا بخوان به هستی...... ...

    ادامه مطلب
  • ستایش خدایی که بی انتهاست

  • نیلوبلاگ

    خدایا امروزآغاز میکنم ،با امید به جود وبخشش تو که میدانم،اگر نبودبیکران دریای بخشش تو ،من گم کرده ره، چگونه می یافتم تو را ،ای انتهای آمال ره گم کردگان.......وامروز ،می گشایم ،فصل جدید زندگی را،با نامت،که از تبرک نامت دلم چه تسکین میگیرد ،از خیال ،هر چه نا آرامیست،،،،،خدایا تو را میخوانم از ژرفای ،نگاهم ،که من به تو سخت محتاجم ،وتو به چه زیبا مشتاقی،خدایا توان آن را ندارم که بندگیت را به کمال رسانم ،ولی امید به مهربانیت ،ودریای رحمت بی انتهایت ،مرا استوار به سوی تو میکشاند ،تویی آن بخشایشگر،بی م...

    ادامه مطلب
  • دعای عشق

  • نیلوبلاگ

    حیفم آمد ،که امروز دعایی نکنم،با نگاه دلم از عشق صدایی نکنم،حیفم آمد که در این صبح سپید ،با خدا عهد ووفایی نکنم،یادم آمد که وضو با نفس صبح هویدا نکنم،یادم آمد که دلم غرق تمنا نکنم ،حیفم آمد که طراوت به تماشا نکنم، غزل مهر،برای تو هویدا نکنم ،یادم آمد که سپیدی به نگاهی ندهم،قصه عشق برای تو مهیا نکنم ...

    ادامه مطلب
  • خدای عشق

  • نیلوبلاگ

    به نام خدایی ،که از عشق انسان سرشت،،خدایی که با مهربانی حدیث خوش زندگی را نوشت،،،،به نام خدایی که در دل محبت نهاد ،خدایی که از عشق در ما سخاوت نهاد ...

    ادامه مطلب